Saturday, 12 June , 2021
امروز : شنبه, ۲۲ خرداد , ۱۴۰۰ - 3 ذو القعدة 1442
  پرینتخانه » اختصاصی, حوادث تاریخ انتشار : 29 می 2021 - 10:45 | 10 بازدید
گزارش امین جامعه از چند فقره قتل خانوادگی

ایستگاه آخر جنایت‌های خانوادگی در کجا متوقف خواهد شد؟

در شالوده رخدادهای تلخی که به حوادث شهره یافته‌اند، قتل‌های خانوادگی از موضوعاتی است که توجه مردم را به خود جلب می‌کند و چه‌بسا «چرایی» این قبیل قتل‌ها نیازمند اقناع ذهنی در کالبد جامعه است. همین چند روز پیش قتل بابک خرمدین و دختری به نام آرزو و داماد خانواده از سوی مرد هشتادساله‌ای که پدر مقتولان است نگاه‌ها را در داخل و خارج از کشور به دلیل هنرپیشه بودن یکی از مقتولان در این جنایت‌ها به دلیل عنصر مشهور بودن بابک یکی از مقتولان را به تصویر کشید و هزاران ساعت تحلیل و ارزیابی و مصاحبه و خبر دراین‌ارتباط منتشر شد.
در این‌که حتی وجود یک فقره قتل یعنی سلب زندگی و حق حیات محسوب می‌شود برای هر جوامعی تبعات خاص خود را دارد تردید وجود ندارد ؛ اما باید توجه داشت باوجود افزایش این قیبل جنایت‌ها هنوز راهکارهای بازدارنده و مطلوب در مقابل افکار عمومی جامعه منتشرنشده و کمی بعد شاهد تکرار این قبیل حوادث دل‌خراش هستیم.
وجوه مشترکی که در اغلب قتل‌ها وجود دارد و سالیان سال است نسبت به آن‌ها هشدار داده می‌شود، همان مواردی هستند که خرد جمعی به آن‌ها رسیده ازجمله این‌که فقر و مشکلات مالی نقش تعیین‌کننده‌ای در این مورددارند. اعتیاد، طلاق، عدم آموزش، فقدان امنیت شغلی، امنیت روانی و بسیاری از موارد دیگر هستند که همه این‌ها به‌طور زنجیره‌وار به همدیگر متصل هستند و درنهایت می‌توانند به یک قتل منجر شوند. در کنار این موارد،‌ اگر قتل‌های اتفاقی را کنار بگذاریم و بخواهیم قتل‌های برنامه‌ریزی‌شده را مدنظر قرار دهیم باید بگوییم علت بسیاری از این قتل‌ها، حسادت و تعصب، بدبینی‌های وسواس گونه، اختلالات روانی مزمن و سقوط ارزش‌های اخلاقی است. در کنار این‌ها، نداشتن سرگرمی‌های مفید، ورزش، کتابخانه و به‌جای آن رو آوردن به فضای مجازی، اسبابی شده که روابط ناسالم و خیانت‌ها یکی پس از دیگری در جامعه شکل بگیرد . در این شماره از امین جامعه به چند فقره از قتل‌های خانوادگی اشاره می‌شود

جنایت‌های استاد
استاد دانشگاه که پس از قتل همسر و فرزندش به زندگی خود پایان داده بود قبل از اقدام به این جنایت پدر و مادرش را نیز در محل کارش با ضربات چاقو کشته بود.
ساعت ۲۱ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶زن جوانی در تماس با مأموران کلانتری ۱۲۴ قلهک از ماجرای مرموز ناپدید شدن اهالی خانواده خواهرش خبر داد و ادعا کرد که هرچه به خواهر و دامادشان زنگ می‌زند کسی پاسخگو نیست و زمانی که مقابل در خانه‌شان رفته‌اند نیز کسی در را برایشان باز نکرده است.
بدین ترتیب تیمی از مأموران ۱۲۴ قلهک به ساختمانی در خیابان یخچال رفته و زمانی که در خانه مرد جوان را باز کردند با صحنه هولناکی روبرو شدند.
مأموران زمانی که وارد خانه شدند با جسد خونین پسربچه ۱۴ ساله‌ای در نزدیکی سرویس بهداشتی و جسد غرق در خون زن جوان و شوهرش در خانه روبرو شدند و همین کافی بود تا تیمی از مأموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران همراه بازپرس شعبه ۱۰ دادسرای امور جنایی در محل جنایت حاضر شوند.
تحقیقات ابتدایی کارآگاهان نشان از آن داشت که پدر خانواده که مردی ۴۰ ساله به نام پژمان است پس از قتل فرزند و همسرش اقدام به خودکشی کرده و این سناریوی هولناک را رقم‌زده است.
در این مرحله تجسس‌های پلیسی به دستور بازپرس پرونده آغاز شد و جسد اعضای خانواده برای بررسی‌های بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات و بررسی خانه پی بردند که پدر و مادر پژمان از شهرستان به تهران سفرکرده‌اند و وسایلشان نیز در خانه مشاهده شد اما اثری از آن‌ها در خانه نبود.
قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران دراین‌باره گفت: تحقیقات فنی درصحنه جرم ادامه داشت و با توجه به اینکه پدر و مادر عامل این جنایت خانوادگی از استان‌های شرقی به تهران سفرکرده بودند اما هیچ اطلاعی از آن‌ها نبود تجسس‌های پلیسی در این مرحله آغاز شد.
قاضی شهریاری ادامه داد: مأموران در ادامه تحقیقات اطلاعاتی و فنی و با توجه به ناپدید شدن مرموز پدر و مادر عامل این جنایت متوجه شدند پسر خانواده که استاد دانشگاه است در یک دفتر در خیابان پاسداران فعالیت می‌کند که در این مرحله مأموران به محل کار قاتل خانوادگی مراجعه و با حضور در این واحد تجاری با جسد خونین پدر و مادر پژمان روبرو شدند.
قاضی شهریاری گفت: تحقیقات ابتدایی نشان از اختلاف خانوادگی عامل این جنایت خبر می‌دهد و همه اعضای خانواده با ضربات چاقو به قتل رسیده و قاتل پس از قتل‌عام خانوادگی با زدن شاهرگ خود به زندگی‌اش پایان داده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمـد» و به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت بررسی‌های بعدی دراین‌ارتباط معلوم کرد عامل جنایت پس از اختلاف خانوادگی مرتکب این جنایت شده و سپس با خودکشی راز این جنایت را به گور برده است.

مرد شیشه‌ای ۸ عضو خانواده را به گلوله بست
مرد اهوازی ، هشت نفر از بستگان خود را با شلیک گلوله به قتل رساند و سپس خودکشی کرد.
جمال عالمی نیسی، فرماندار اهواز،دراین‌باره گفت که این مرد ۵۰ ساله و ساکن محله زرگان اهواز بوده و «سابقه اعتیاد به شیشه» داشته است.
به گفته عالمی، قاتل دو بار اقدام به تیراندازی کرده و ابتدا در اهواز «چهار نفر از اعضای خانواده همسر اول خود را با اسلحه جنگی» کشته است.
قاتل سپس به شهرستان کارون رفته و «چهار نفر دیگر ازجمله پدر و مادر همسر دوم و فرزندش را به همراه برادرزاده همسر دومش به ضرب گلوله کشته است».
فرماندار اهواز درباره تفاوت زمانی وقوع این دو حادثه و انگیزه فرد مهاجم توضیحی نداده و گفته است قاتل پس‌ازاین دو حادثه، «به زندگی خود پایان داده است».
در ادامه تحقیقات پلیس با گزارشی هویت این فرد را «فائز کربلاوی» معرفی و اعلام کرد این فرد قبلاً «در سال ۸۸ به اتهام حمل سلاح و در سال ۹۴ به دلیل ضرب‌وجرح همسر دوم خود دستگیرشده است».
بر اساس این گزارش، قاتل از « یک قبضه اسلحه کلاشینکف» برای شلیک به اعضای خانواده دو همسرش استفاده کرده و فرزند این مرد که در قتل‌عام کشته‌شده، ۹ ساله بوده است.
در حادثه‌ای دیگر که اسفند سال گذشته رخ داد در حادثه‌ای مشابه،‌ مرد دیگری با اسلحه جنگی، ۷ نفر از بستگان خود را در شهر کنگان بوشهر به قتل رسانده بود.
به گفته رئیس پلیس استان بوشهر این مرد بوشهری در سه درگیری متفاوت این قتل‌ها را انجام داده بود و در زمان فرار توسط نیروهای پلیس هدف گلوله قرار گرفت و به هلاکت رسید..
انگیزه این حادثه مخالفت قاتل با ازدواج یکی از دخترعموهایش عنوان‌شده بود.

قتل ۳ عضو خانواده
راز قتل هولناک سه عضو یک خانواده که با نقشه دختر بزرگ خانواده و همدستی دو مرد طراحی و اجراشده بود، پس از ۴۰ روز با اظهارات پسر جوانی به پلیس فاش شد، شامگاه سه‌شنبه ۱۲ اسفند، پسر جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی گفت: من از یک قتل‌عام خانوادگی فجیع باخبر هستم و به خاطر عذاب وجدان، تصمیم گرفتم راز این قتل‌ها را برملا کنم.
به دنبال اظهارات پسر جوان، او دقایقی بعد در مقابل افسر کشیک قتل اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت و گفت: در بازار موبایل کار می‌کنم و خانه‌مان در محدوده بلوار ابوذر است. حدود ۱۰ روز قبل، یکی از دوستانم را در خیابان دیدم و همراه او به خانه دوست‌دخترش رفتم وقتی وارد خانه آن‌ها شدم برای شستن دست و صورتم می‌خواستم به دستشویی بروم اما چون با خانه آن‌ها آشنایی نداشتم به‌اشتباه وارد حمام شدم اما ناگهان با مشاهده صحنه‌ای عجیب در جا خشکم زد. داخل حمام با جسد زن و مردی میان‌سال روبه‌رو شدم. از ترس بلافاصله در را بستم و به اتاق برگشتم. بعد هم به بهانه‌ای خیلی زود خانه را ترک کردم.

کشف راز ۳ جنایت
به‌ دنبال اظهارات پسر جوان، موضوع به بازپرس حبیب‌الله صادقی اعلام شد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت و اداره جرائم جنایی، تیم تشخیص هویت و متخصصان پزشکی قانونی راهی محل شدند. ساعت ۱۵ دقیقه بامداد چهارشنبه ۱۳ اسفند، تیم تحقیق وارد طبقه پنجم خانه‌ای شدند که در ادامه تحقیقات مشخص شد، سه جنایت فجیع در آن رخ‌داده است.
با ورود به خانه، آن‌ها متوجه به‌هم‌ریختگی وسایل و به سرقت رفتن بخشی از اموال خانه شدند. همچنین به‌محض ورود به حمام جسد مرد و زنی را همراه با یک بشکه پر از اسید یافته وقتی محتویات داخل بشکه بررسی شد مأموران موفق شدند تکه‌های استخوان سر و شانه زن جوانی را از داخل آن بیرون آورند.
در معاینات متخصصان پزشکی قانونی مشخص شد از زمان قتل‌ها حدود ۴۰ روز می‌گذرد و علت مرگ نیز اصابت جسمی سنگین به سر اعلام شد.
در کنار بشکه‌ای که جسد دختر جوان داخل آن پیدا شد، دو بشکه دیگر و ظروف پر از اسید کشف شد که نشان می‌داد عاملان جنایت قصد از بین بردن دو جسد دیگر را نیز داشته اما موفق به انجام آن نشده‌اند.
در تحقیقات میدانی، مشخص شد که خانه متعلق به زن میان‌سالی بوده که وضع مالی خوبی داشته و با همسر صیغه‌ای و دو دختر ۲۴ و ۲۰ ساله‌اش زندگی می‌کرده است.
با کشف جسد داخل بشکه، این احتمال از سوی تیم جنایی مطرح شد که جسد متعلق به یکی از دخترهاست، اما از دختر دیگر خبری نبود.

دستگیری سه متهم
با این احتمال که دختر ناپدیدشده بنام سهیلا و دوستش در این ماجرا نقش دارند به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی پایتخت، تحقیقات برای بازداشت او صادر و درنهایت دختر ۲۴ ساله در مخفیگاهش ۱۵ ساعت بعد از کشف اجساد بازداشت شد.
زن جوان که ابتدا مدعی بود از قتل‌ها بی‌خبر است درنهایت اعتراف کرد و گفت: پدر و مادرم سال‌ها قبل از هم جدا شدند و من با پدرم زندگی می‌کردم تا اینکه حدود ۴ سال قبل از مادرم باخبر شدم و او را دیدم. بعدازآن رفت‌وآمدم به خانه مادرم بیشتر شد. بعد از مدتی هم به خاطر اختلافاتی که با شوهرم داشتم از او جدا شدم و تنها بچه‌ام نزد او ماند و من هم به خانه مادرم آمدم.
او ادامه داد: در این مدت مادرم مدام مرا اذیت می‌کرد و انتظارات بی‌جایی از من داشت. از دست‌کارهای او خسته شده بودم و نمی‌دانستم چکار کنم. تا اینکه چند وقت قبل در پارک با پسر ۱۹ ساله‌ای بنام پدرام آشنا شدم. دوستی من و پدرام هرروز بیشتر می‌شد تا اینکه از ماجرای زندگی شخصی‌ام برایش گفتم. از طرفی برای او گفتم که مادرم وضع مالی خوبی دارد و دو خودروی گران‌قیمت مدل‌بالا و کلی پول نقد و طلا در خانه نگهداری می‌کند. مادرم فقط ۲۵۰ میلیون تومان پول نقد در گاوصندوق نگهداری می‌کرد. ثروت مادرم و اذیت‌های او باعث شد تا با پدرام تصمیم به قتل او بگیریم.
زن جوان گفت: با پدرام تصمیم به قتل گرفتیم و برای اجرای نقشه‌مان از یکی از دوستان پدرام بنام سروش کمک گرفتیم. قرار بود به او ۳۰۰ میلیون تومان برای اجرای نقشه قتل‌ها بدهیم.
سهیلا ادامه داد: شب حادثه پدرام هم‌خانه ما بود، آن شب پدرام شام گرفت و به‌دوراز چشم مادر و خواهر و شوهر مادرم داخل غذا داروی بیهوشی ریختیم. مادرم و شوهرش بعد از خوردن غذا خواب‌آلود شدند اما بی‌هوش نشدند ولی خواهرم روی کاناپه داخل پذیرایی خوابید.

جنایت در ساعت یک بامداد
او ادامه داد: مادر و شوهرش به اتاقشان رفتند و خواهرم هم‌روی کاناپه خوابید. از فرصت استفاده کردیم و در ورودی را باز کردم تا سروش وارد خانه شود. سروش با خودش متادون و سم آورده بود که به‌زور به خواهرم خوراند و بعد هم باسیم شارژر او را خفه کرد. ساعت یک بامداد خواهرم را به قتل رساندیم و جنازه‌اش را به اتاق من منتقل کردیم تاکسی متوجه نشود.
زن جوان گفت: چون مادر و شوهرش خوابشان نبرده بود، آن شب منتظر فرصت ماندیم و سروش هم در گوشه‌ای از خانه به انتظار ایستاده بود. درنهایت ساعت ۷ صبح شوهر مادرم از اتاق بیرون آمد تا به سرکار برود، اما با مادرم دعوایش شد و من به‌عنوان ‌میانجی وارد شدم و شوهر مادرم را به اتاق خودم بردم و در آنجا سروش با گلدان کریستالی به سرش زد و او را به قتل رساند. جسد را داخل حمام بردیم و به انتظار فرصت برای قتل مادرم ماندیم. مادرم وقتی به سالن پذیرایی آمد روی کاناپه خوابید. ساعت ۷ و نیم صبح بود که سروش به سراغش رفت و با همان گلدان کریستال چندین ضربه به سر او زد و بدین ترتیب سومین قتل را هم مرتکب شدیم و جسد مادرم را هم به حمام انتقال دادیم. بعدازآن وسایل باارزش را از خانه خارج کردیم. در این مدت چند باری به خانه سر زدیم اما بعد از مدتی اجساد بو گرفت و تصمیم گرفتیم تا آن‌ها را از بین ببریم تاکسی از راز قتل‌ها باخبر نشود.

بشکه‌های اسیدی
زن جوان گفت: برای این کار تصمیم گرفتیم اجساد را داخل بشکه اسید بسوزانیم. جسد خواهرم را سروش داخل بشکه انداخت اما فرصت برای دو جنازه دیگر پیدا نکردیم.
با اعتراف سهیلا، دو همدست دیگرش نیز بازداشت شدند.
سروش در تحقیقات اولیه به سه قتل اعتراف کرد و گفت: قرار بود برای سه قتل ۳۰۰ میلیون تومان بگیرم اما در این مدت هیچ پولی دریافت نکردم.
با اعتراف متهمان، آن‌ها با قرار بازداشت موقت در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شدند و تحقیقات به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی پایتخت ادامه دارد.

نویسنده : ناصر صبوری
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.