Saturday, 12 June , 2021
امروز : شنبه, ۲۲ خرداد , ۱۴۰۰ - 3 ذو القعدة 1442
  پرینتخانه » حوادث تاریخ انتشار : 29 می 2021 - 9:52 | 8 بازدید
امین جامعه بررسی می‌کند

کلاه‌برداری و سرقت از مردم با شیوه‌های عجیب

در دنیای امروز شیوه و شگردهای مختلفی برای سرقت از مردم وجود دارد که گاه این نوع سرقت‌ها مدت‌ها به‌عنوان یکی از ترفندهای موردتوجه قرار می‌گیرد . درگذشته دور بسیاری از این پروند ها درزمینۀ سیاه‌بازی و فروش اجناس بنجل به‌جای اجناس گران‌قیمت و یا فریب افراد سالخورده ازجمله بازی با احساسات مردم بود. مانند فریب باهدف به دست آوردن طلای خانم‌های سالخورده بود که این تعداد از شیادان نیز چهره‌های شناخته‌شده‌ای برای پلیس بودند؛ اما امروزه این روش‌ها نیز تغییر ماهیت داده و هم‌زمان با عصر ارتباطات شیوه و شگردهای مربوط به افراد شیاد نیز باگذشته تفاوت‌های اساسی دارد.
به‌طورکلی، کلاه‌برداری به عملی مجرمانه برای تصاحب پول و اموال مردم با روش‌های متقلبانه گفته می‌شود. بااین‌حال این روزها، روش‌های کلاه‌برداری آن‌قدر به‌روز شده که باورش سخت است. در این شماره از امین جامعه به چند فقره از شیوه و شگردهای مربوط به تبهکاران حرفه‌ای اشاره می‌شود.

گرفتن تصویر مدارک شناسایی و برداشت از حساب بانکی
مردی حدود ۵۰ ساله با مراجعه به محل کارم در نمایشگاه خریدوفروش خودرو با معرفی خود، مدعی شد که کارمند بانک است و به علت خوش‌حسابی و مطلوب بودن کارکرد حساب‌هایم، بانک قصد دارد تا دستگاه کارت‌خوانی به من تحویل دهد. او به این بهانه تصویر مدارک شناسایی‌ام -کارت ملی و شناسنامه- را گرفت و قول داد که تا چند روز دیگر دستگاه کارت‌خوان به من تحویل داده خواهد شد. چند روز پس‌ازاین ماجرا از طریق اینترنت بانک در حال بررسی حساب بانکی خود بودم که متوجه شدم نزدیک به ۳۰ میلیون تومان از حساب من خارج‌شده است. زمانی که با شعبه بانک تماس گرفتم و دراین‌باره از رئیس بانک سؤال کردم، وی پس از بررسی حساب اظهار کرد که این مبلغ را به‌حسابی که اخیراً در شعبه بانکی در استان دیگر افتتاح کرده‌ام، واریز کرده‌ام. این در حالی بود که من هیچ‌گونه حساب بانکی دیگری در خارج از شهر خودمان نداشتم. بعدها مشخص شد ۲ مرد ۵۰ و ۳۵ ساله در مراجعه به شعبه بانکی در استان دیگر با استفاده از هویت من، ایجاد تشابه‌ظاهری و جعل کارت‌های شناسایی‌ام اقدام به افتتاح حساب و برداشت حدود ۳۰ میلیون تومان از آن کرده بودند.

پولم رفت به خاطر پول نداشتن کارت‌بانکی مشتری
من نمایندگی فروش یکی از برندهای معروف لباس در شمال تهران را دارم. چند وقت پیش جوانی حدوداً ۳۰ ساله به همراه خانم جوانی حدوداً ۲۰ ساله، هر دو نفر با ظاهری کاملاً شیک و آراسته به بهانه خرید البسه وارد مغازه من شدند و حدود ۵ میلیون تومان خرید کردند. در زمان پرداخت پول، این شخص یک کارت عابر بانک به بنده داد و درخواست کرد تا علاوه بر برداشت مبلغ ۵ میلیون تومان بابت پول لباس‌های خریداری‌شده، یک‌میلیون تومان بیشتر از حساب وی برداشت کنم و این مبلغ را به‌صورت نقدی به وی تحویل دهم و من نیز درخواست وی را قبول کردم اما در زمان برداشت پول، دستگاه Pozz داخل فروشگاه پیغام داد که موجودی حساب کافی نیست.
در ادامه خریدار عنوان کرد که مبلغ را به‌صورت اینترنتی پرداخت خواهد کرد و به این بهانه و پس از گرفتن شماره‌حساب برای واریز پول به‌ظاهر مشغول انتقال پول از طریق اینترنت گوشی تلفن همراه خود شد. پس از دقایقی این جوان با نشان دادن متنی که در آن نام صاحب حساب (بنده) درج‌شده بود، مدعی واریز پول به حسابم شد. با این ترفند، علاوه بر تحویل گرفتن لباس‌های خریداری‌شده به مبلغ ۵ میلیون تومان، یک‌میلیون تومان را نیز به‌صورت دستی از من تحویل گرفت و هر دو نفر از مغازه خارج شدند ولی هیچ‌گاه پولی به‌حساب من واریز نشد!

تقدیم پول به کلاه‌بردار به خاطر ادعای فامیل بودن
خانمی ۷۶ ساله نیز با مراجعه به پلیس در خصوص ترفند یک کلاه‌بردار حرفه‌ای می‌گوید: در بانک نشسته بودم که مردی به من نزدیک شد و گفت: «حالا دیگر فامیل خود را نمی‌شناسی!»، گفتم شما؟ که وی گفت: «شما بگویید که من کی هستم؟». چند نفر از بستگان خود را معرفی کردم تا سرانجام یکی از آن‌ها به نام سام را معرفی کردم که گفت: «بله، من سام هستم». در ادامه گفت: «من دیشب از خارج آمدم، امروز در حال گذر از خیابان بودم که لاستیک خودرویم ترکید، قصد خرید لاستیک نو داشتم اما به خاطر این‌که پول کافی همراهم نبود، به در خانه شما آمدم اما بچه‌ها گفتند که شما به بانک آمدید.» به این بهانه چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پول از من گرفت و زمان خروج از بانک گفت: «ظهر ناهار میهمان شما هستم و آن زمان پول را برایتان پس می‌آورم» اما هرچه ناهار منتظر ماندم، این مرد نیامد. پس از تماس با بستگان خود متوجه شدم از من کلاه‌برداری شده است!

کلاه‌برداری با انداختن طلا در جعبه
چند وقت پیش دریکی از سایت‌های همسریابی عضو شدم. یک روز که در این سایت جست‌وجو می‌کردم با مردی آشنا شدم که مدعی بود طلافروش است و قصد ازدواج دارد. با توجه به سن و سال و ویژگی‌های او که ازنظر من ایده آل بود، با او تماس گرفتم. رابطه ما ابتدا از طریق چت و ایمیل بود. در این مدت او با چرب‌زبانی اعتمادم را جلب کرد تا جایی که باگذشت چند ماه، تصمیم گرفتم با او حضوری ملاقات کنم. محل قرارمان دریکی از کافی‌شاپ‌های شهرمان بود. وقتی از نزدیک او را دیدم، بیشتر از او خوشم آمد. وی مدعی بود که در بازار طلا از افراد نامدار است و با کشور آلمان درزمینۀ طلا و جواهر همکاری دارد. آن روز درباره مسائل زیادی حرف زدیم تا این‌که صحبت به کیفیت طلاهای موجود در ایران رسید. او نگاهی به طلاهایم انداخت و گفت که همه آن‌ها کهنه‌شده است و اگر مایل باشم می‌تواند جعبه‌ای را در اختیارم قرار دهد که با انداختن طلاهایم به داخل آن، پس از یک هفته درخشندگی و زیبایی را به آن‌ها بازگرداند. من که به او اعتماد کرده بودم و از ماجرای این جعبه شگفت‌زده شده بودم، قبول کردم و همان لحظه همه طلاهایم را در اختیارش قراردادم. او طلاها را ظاهراً داخل جعبه انداخت و من حتی صدای آن‌ها را هم شنیدم که داخل جعبه افتادند. پس‌ازآن جعبه را از او گرفتم و خداحافظی کردیم تا این‌که یک هفته بعد، وقتی جعبه را باز کردم تا طلاهایم را بردارم، متوجه شدم که جز مقداری میخ، چیزی داخل جعبه نیست و من فریب یک کلاه‌بردار حرفه‌ای را خورده‌ام!

۹ بار ازدواج در ۲ سال برای گرفتن مهریه
نخستین بار در یک میهمانی بزرگ با جلب نظر پسر جوان و ثروتمندی جرقه نقشه ماهرانه‌ای به ذهنش نشست. صبح روز بعد به شماره‌ای که پسر جوان در میهمانی به او داده بود، زنگ زد و قرار ملاقات گذاشت. دوهفته‌ای از این آشنایی نگذشته بود که دختر جوان خواست باهم عقد کنند، پسر ثروتمند ابتدا نپذیرفت اما چند روز بی‌محلی دختر جوان کافی بود تا مقدمات خواستگاری و بلافاصله پس‌ازآن مراسم عقد رسمی با تعیین مهریه‌ای سنگین برگزار شود. روزهای بعد از عقد چهره واقعی عروس مرموز نمایان شد و با بهانه‌گیری‌های گاه‌وبیگاه، همه دیدارها با همسرش را با دعوا تمام می‌کرد و از این ازدواج ابراز پشیمانی داشت.
در همان روزها بود که احضاریه دادگاه خانواده داماد فریب‌خورده را غافلگیر کرد و مشخص شد نوعروس مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است. در مدت کم آشنایی‌اش با خانواده داماد آن‌ها را به‌خوبی شناخته بود و می‌دانست پرداخت مهریه چند صدمیلیونی‌اش برای آن‌ها سخت نیست. داماد روزهای سختی داشت، وقتی پیشنهاد این میزان از مهریه را شنید حاضر به طلاق توافقی شد و تنها عایدی این ازدواج کوتاه‌مدت پول میلیونی بود که به جیب عروس خانم رفته بود.
حالا در پلان دوم دختر جوان با آگاهی از این‌که چون بعد از عقد به خانه بخت نرفته، طلاقش توافقی بوده و همچنان دوشیزه است با حکم دادگاه نام داماد فریب‌خورده را از شناسنامه‌اش پاک کرد و ثبت‌احوال شناسنامه جدیدی برای او صادر کرد. این ماجرا در کمتر از ۲ سال ۹ بار دیگر تکرار شد و همه دامادها که از آشنایی با دختری باکلاس و ازدواج با وی خوشحال و راضی به نظر می‌رسیدند یکی پس از دیگری به دادگاه خانواده رفتند و با پرداخت سکه‌های طلا وی را طلاق می‌دادند غافل از اینکه در یک نقشه تکراری گرفتارشده‌اند.

کلاه‌برداری با دست‌کاری صفرهای رسید خرید
مرد کلاه‌بردار ابتدا وارد یک فروشگاه می‌شد و مقدار کمی خرید می‌کرد و بعد پول آن را از طریق دستگاه کارت‌خوان می‌پرداخت. او وقتی‌که رسید پرداخت را به دست می‌آورد از مغازه خارج می‌شد و رسید را جعل می‌کرد، به این صورت که خیلی ماهرانه چند صفر به انتهای عدد قبلی می‌افزود و دوباره وارد همان فروشگاه می‌شد. سپس به‌اندازه رسیدی که جعل کرده بود خرید می‌کرد و بعد هنگام پرداخت خودش می‌رفت سراغ دستگاه کارت‌خوان، به بهانه این‌که رمز محرمانه است و می‌خواهد خودش عملیات پرداخت را انجام دهد. در این مواقع فروشنده‌ها تنها منتظر رسید می‌ماندند و مرد شیاد این نکته را می‌دانست. به همین خاطر مبلغ کمی را در دستگاه وارد می‌کرد و وقتی رسید بیرون می‌آمد، آن را با رسید جعلی که تهیه‌کرده بود عوض می‌کرد. فروشنده با دیدن رسید جعلی تصور می‌کرد که معامله انجام‌شده است، غافل از این‌که پولی که وارد حسابش شده بسیار کمتر از مبلغ خرید است.

گرفتن دسته‌های کاغذ به‌جای دسته‌های پول
من صرافی دارم. مدتی قبل چهار خارجی نزد من آمدند و گفتند به دلار احتیاج دارند. من هم‌ارز را برایشان تهیه کردم و بدون هیچ مشکلی فروختم. بعدازآن چهار مرد خارجی چند دفعه دیگر نزد من آمدند و دلار خریدند. ما هر بار از دو تا هفت میلیون تومان معامله کردیم و مسئله خاصی نیز به وجود نیامد تا این‌که آن‌ها تماس گرفتند و گفتند معادل ۶۰ میلیون تومان دلار لازم دارند.
آن‌ها گفتند برایشان اسکناس‌های صددلاری تهیه کنم. من هم این کار را انجام دادم. سپس آن چهار نفر برای گرفتن دلارها آمدند. من بسته‌های صددلاری را تحویل دادم و یکی از آن‌ها ارزها را در کیفش گذاشت اما وقتی می‌خواستند پول را پرداخت کنند، گفتند کارت عابر بانک خود را جاگذاشته‌اند. آن‌ها سپس دلارها را از کیف بیرون آوردند، به من پس دادند و قرار شد ساعتی بعد باکارت برگردند و ارز را تحویل بگیرند. وقتی آن چهار نفر رفتند متوجه شدم سرم کلاه گذاشته‌اند. بسته‌هایی که به من داده بودند، دلار نبود. آن‌ها روی هر بسته یک اسکناس صددلاری گذاشته بودند اما بقیه آن کاغذهای سفید بود!

خرید گوشی با دزدیدن آگهی فروش آن!
فردی به‌عنوان فروشنده، مشخصات گوشی تلفن همراه خود را در سایت فروش قرار می‌دهد و فرد کلاه‌بردار به‌عنوان خریدار با وی تماس می‌گیرد و پس از گرفتن مشخصات کامل گوشی و رسیدن به توافق شماره کارت وی را برای واریز وجه دریافت می‌کند. سپس فرد کلاه‌بردار خود اقدام به گذاشتن آگهی فروش با همان مشخصات گوشی در صفحه دیگر سایت می‌کند و خریدار دوم پس از تماس با کلاه‌بردار و رسیدن به توافق درخواست شماره کارت برای واریز وجه گوشی را می‌کند که کلاه‌بردار شماره کارت فروشنده اول را می‌دهد. مالباخته وجه را به‌حساب فروشنده منتقل می‌کند و طی تماس با کلاه‌بردار به وی اطلاع می‌دهد که پول را واریز کرده است که کلاه‌بردار پس از اطمینان از واریز پول به‌حساب فروشنده با وی تماس می‌گیرد و از وی می‌خواهد تا حساب خود را بررسی کند و فروشنده با اطمینان از این‌که پول به‌حساب وی واریزشده است، گوشی را برای کلاه‌بردار ارسال می‌کند!

کلاه‌برداری با تعقیب لحظاتی قبل از تغییر رمز کارت‌بانکی
مدرک کارشناسی دارم و با پرسه زدن در شعب مختلف یکی از بانک‌های کشور مشتریانی را که اقدام به افتتاح حساب و دریافت کارت عابر بانک کرده بودند، شناسایی می‌کردم و در فرصتی مناسب به تعقیب آنان می‌پرداختم. هنگامی‌که آنان برای عوض کردن رمز کارت خود به دستگاه عابر بانک مراجعه می‌کردند و پاکتی را که رمز اولیه کارت درون آن نوشته بود، باز می‌کردند و به زباله می‌انداختند این کاغذ را برمی‌داشتم و با سوءاستفاده از اطلاعات داخل آن اقدام به خالی کردن حساب طعمه‌هایم می‌کردم. همچنین با نزدیک شدن به مالباخته هنگام تعویض رمز اول کارت خود، رمز جدید را حفظ می‌کردم و با توجه به این‌که بانک اقدام به درج رمز اول و دوم کارت درون کاغذ کرده بود، با سوءاستفاده از این موضوع در فرصتی مناسب اقدام به خالی کردن حساب مالباختگان از طریق برداشت اینترنتی می‌کردم.

نویسنده : ناصر صبوری
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.