Saturday, 12 June , 2021
امروز : شنبه, ۲۲ خرداد , ۱۴۰۰ - 3 ذو القعدة 1442
  پرینتخانه » حوادث تاریخ انتشار : 09 ژوئن 2021 - 9:53 | 1 بازدید
گزارش امین جامعه از فرصت‌طلبی و سوءاستفاده کلاهبرداران

گندم نمایان جوفروش در کمین مردم

داشت با خود فکر می‌کرد با این افزایش کرایه‌ها و پول مدرسه دختربچه و بیماری پدرش چگونه دخل‌وخرج کند که به‌یک‌باره صدای زنگ پیامک او را از افکار طولانی‌اش بیرون کشید. با بی‌حوصلگی نگاهی به صفحه گوشی رنگ و رو رفته‌اش انداخت. با گشودن پیامک متوجه شد فردی ناشناس برایش نوشته: من آدم معتقدی هستم که به حلال و حرام بسیار اهمیت می‌دهم و پس از دعا به‌یک‌باره نام شما از عالم غیب در ذهن من حک شد و تصمیم گرفتم این پیامک را برایتان ارسال کنم .
حس کنجکاوی مرد تحریک‌شده بود و این بار بادقت بیشتری به صفحه گوشی خیره ماند. ارسال‌کننده پیامک در ادامه نوشته بود من ساکن یکی از روستاهای غرب تهران هستم و هنگامی‌که برای چرای گوسفندان به صحرا رفته بودم به‌یک‌باره متوجه شدم پای یکی از گوسفندها در گودالی فرورفته و زمانی که به این حیوان نزدیک شدم متوجه شدم پای او در خمره‌ای از سکه‌های طلا گیرکرده و با استعانت از خدا این پیامک را برای تو فرستادم تا اگر می‌توانی آن را از من خریداری کنی و اگر هم قصد خرید نداری تو را به مقدسات سوگند می‌دهم این موضع را به کسی حتی به پلیس هم نگویی و…
با خواندن چندباره این پیامک وسوسه وجود مرد را فراگرفت و بی‌اختیار تمامی مشکلات از مقابل چشمانش یک‌به‌یک رژه رفت . با خود اندیشید اگر بتوانم این سکه‌ها را خریداری کنم می‌توانم به تمام مشکلات خود پایان دهم. سه روز پس از ارتباط با مرد چوپان یا همان فروشنده سکه در بیابان‌های اطراف یکی از شهرهای نزدیک به محل سکونت مرد چوپان قرار ملاقات گذاشته شد و مرد خریدار نیز برای اطمینان بیشتر یکی از بستگان خود همراه یک مرد طلافروش را که آن‌ها را مجاب کرده بود تا به‌صورت شراکتی این سکه‌ها را خریداری کنند عازم محل شدند.
مرد چوپان که لباس‌هایش نیز نشان می‌داد یک روستایی است کیسه‌ای در دست داشت و همراه با دو نفر به محل آمده بود .ابتدا مرد چوپان دو سکه از میان کیسه بیرون کشید و آن را در اختیار خریدار قرارداد ، مرد طلافروش پس از بررسی سکه‌ها و تائید طلا بودن درخواست بقیه سکه‌ها را کرد و با ردوبدل شدن پول مرد چوپان و همدستانش به بهانه این‌که احتمال دارد هرلحظه پلیس در این محل حضور پیدا کند با دریافت ۱۲۰ میلیون تومان سکه‌ها را تحویل داده و به‌سرعت محل را ترک کردند.
دقایقی بعد خریداران خوشحال از این‌که سود سرشاری نصیب آن‌ها شده است محل را ترک و ساعتی بعد وقتی در کیسه را گشودند متوجه شدند سکه‌های خریداری‌شده قلابی و فاقد ارزش است . در پی این ماجرا آن‌ها با حضور در محل و جستجو هیچ نشان و اثری از مرد چوپان و همدستانش به دست نیاوردند با حضور در دادسرا و ارجاع پرونده معلوم شد آن‌ها نیز از فریب‌خوردگانی هستند که به جمع دیگر مالباختگان اضافه‌شده‌اند.
افسر تحقیق به مالباختگان گفت: متأسفانه این روش از مدت‌ها پیش به‌عنوان کلاه‌برداری از سوی افراد شیاد مورداستفاده قرار می‌گیرد و تاکنون بسیاری از مردم با فریب در دام این شیادهای حرفه‌ای گرفتارشده و اموال خود را ازدست‌داده‌اند.

فروش مجسمه قلابی به‌جای مجسمه تاریخی
مرد شیاد با بازی در نقش یک چاه‌کن افغان ادعا می‌کرد چند مجسمه طلا پیداکرده و در تماس با شهروندان به آن‌ها پیشنهاد فروش مجسمه‌ها به قیمت ۲۰۰ میلیون تومان را می‌داد اما هوشیاری پلیس باعث دستگیری‌اش شد.
چندی پیش مأموران گشت کلانتری ۱۳۵ آزادی، هنگام گشت به مردی که تعدادی مجسمه همراهش بود و پیش‌تر توسط مأموران همین کلانتری به جرم بدل اندازی دستگیرشده بود. به همین دلیل وی برای بررسی بیشتر به کلانتری منتقل کردند..
بررسی‌های بیشتر نشان داد این مرد ۳۲ ساله که ساکن یکی از شهرستان‌های غربی استان تهران است، پیش‌تر به جرم بدل اندازی بازداشت و به دلیل عدم وجود شاکی خصوصی آزادشده بود.
شگرد این متهم به این صورت بود که وی طی تماس تلفنی با افراد مختلف مدعی می‌شده که چاه‌کن و از اتباع افغانستان است، وی عنوان می‌کرده که تعدادی مجسمه طلا هنگام حفر چاه و در انتهای چاه پیداکرده اما به دلیل تابعیت خود قادر به فروش مجسمه‌ها نیست.این متهم در قرار حضوری می‌گفته که حاضر است مجسمه‌ها را به قیمت ۲۰۰ میلیون تومان بفروش برساند.
وی با معرفی نام خود به نام سخا در قرار حضوری، با بریدن بخش بالایی مجسمه با استفاده از قیچی، قطعه جداشده از سر مجسمه را با قطعه‌ای طلا در دستش عوض می‌کرده و طلا را به خریدار می‌داده است.
این فرد با ارائه طلا از خریدار می‌خواسته طلا را بررسی و پس از اطمینان از اصل بود طلا، برای خرید مجسمه‌ها اقدام کند، درصورتی‌که جنس مجسمه‌ها از فلز برنج بود و متهم به طرز ماهرانه‌ای مجسمه‌ها را به شکل عتیقه درمی‌آورد.
سرش را درون کلانتری پایین انداخته بود و در ذهنش به کلاه‌برداری‌های متعددی که صورت داده بود فکر می‌کرد و در کنار او تعدادی مجسمه که به‌دقت تمام سعی در ساخت آن‌ها به سبک و سیاق مجسمه‌های تاریخی و قدیمی‌کرده بود به چشم می‌خورد . وقتی از او خواستم تا در خصوص سوابق کیفری و نحوه ساخت مجسمه‌ها توضیح دهد کمی به فکر فرو رفت و گفت: مدت‌ها پیش از مرز تایباد در مرز ایران و افغانستان با پرداخت پول کلانی به ایران آمدم و پس از سفر به تهران در حوالی میدان آزادی با چند نفر آشنا شدم که در کار خریدوفروش عتیقه بودند و زمانی که متوجه شدند مقنی چاه هستم یکی از آن‌ها از من خواست تا چند مجسمه را هنگام حفاری در قعر چاه قرار دهم تا رسوب بگیرد و پس از مدتی وقتی این مجسمه‌ها را تحویل آن‌ها دادم خودم هم باور نمی‌کردم این مجسمه‌ها که زردرنگ بود رنگ سبز خاکستری به خود بگیرد . مدتی با این افراد کار می‌کردم و آن‌ها نیز هر بار مقداری به من پول می‌دادند تا این‌که آن‌ها در یک فقره از فروش این مجسمه‌های قلابی دستگیرشده بودند و من متوجه شدم آن‌ها با تهیه سر یک مجسمه که از طلا ساخته‌شده بود این کلاه‌برداری‌ها را صورت داده‌اند.
متهم کمی به فکر فرو می‌رود و می‌گوید : میدانم اشتباه کردم ؛ اما به دلیل نیازی که داشتم و مجبور بودم هر سه ماه برای خانواده‌ام در افغانستان پول بفرستم تصمیم گرفتم خود مبادرت به فروش مجسمه کنم و با پرسه زدن اطراف پایانه و فریب مسافران آن‌ها را فریب داده و با این روش از آن‌ها کلاه‌برداری می‌کردم. با اعتراف متهم به چند فقره کلاه‌برداری با این شیوه پرونده برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی ارجاع شد.
قاضی محمد اسماعیل رضوان فر در ارتباط با این قبیل پروند ها به امین جامعه می‌گوید: از دیرباز گفته می‌شد آدم دروغ‌گو همیشه در فریب آدم طمع‌کار موفق است و هوشیاری مردم می‌تواند یک مانع جدی برای مقابله با این قبیل اقدامات مجرمانه باشد.
قاضی دادگستری در ادامه می‌گوید: بعضاً با پرونده‌هایی روبه‌رو بوده‌ایم که برای مثال فرد شیادی با فروش نعل اسب و قاطر به‌عنوان نماد خوش‌شانسی اقدام به دریافت مبالغ بسیار کلان از خریداران کرده است درحالی‌که اگر نعل اسب خوش‌شانسی می‌آورد بدون تردید برای خود این حیوان شانس می‌آورد تا از وی بارکشی نشود؛ لذا باید توجه داشت افراد شیاد تنها مترصد یک‌لحظه فرصت‌اند تا اموال شمارا فریب و نیرنگ به یغما ببرند پس هوشیار باشید و به‌راحتی اعتماد نکنید.

نویسنده : ناصر صبوری
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.