Saturday, 12 June , 2021
امروز : شنبه, ۲۲ خرداد , ۱۴۰۰ - 3 ذو القعدة 1442
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : 29 می 2021 - 10:29 | 9 بازدید

انسجام ملی، امنیت و نقش پلیس در تثبیت آن

امنیت ازلحاظ ماهیتی مفهومی نسبی است و نمی‌توان تعریف مطلقی از آن ارائه نمود. مفهومی است که جنبه‌های مختلف اقتصادی، قضایی، اجتماعی و فردی را شامل می‌شود. این مفهوم همانند دیگر مفاهیم علوم انسانی فاقد تعریف مشخص و واحدی است. امنیت موضوعی بسیار پیچیده که در یک نوشتار نمی‌توان به همه حوزه‌های آن پرداخت. تلاش خواهیم کرد که در سلسله شمارگان این هفته‌نامه به حوزه‌های گوناگون امنیت بپردازیم و در این شماره به جایگاه تفاهم و انسجام ملی در امنیت و نقش پلیس در استقرار و تثبیت آن می‌پردازیم
امنیت به‌عنوان مهم‌ترین دغدغه بشر، به‌موازات پیچیدگی جوامع، تأمین آن نیز از حالت ساده خارج گشته و سخت‌تر شده است. در طول تاریخ یکی از انگیزه‌های اصلی تشکیل دولت، تأمین امنیت بوده است زیرا ناامنی و اضطراب مانع از رشد و توسعه می‌گردد و در پناه امنیت می‌توان به منافع ملی دست‌یافت و امنیت موجود در تمام حوزه‌های عام و خاص یک کشور بهترین نشانگر سطح پیشرفت و توسعه آن کشور است و اساسی‌ترین دستاورد دولت‌ها محسوب می‌شود بنابراین مفهوم امنیت ملی و عمومی و چگونگی استقرار، تثبیت و تداوم آن ازجمله اساسی‌ترین اهداف و وظایف دولت‌ها است که بر اساس نظریات جامعه‌شناختی، موضوعی است که بایستی توسط دولت و قدرت او تأمین گردد

تثبیت و نهادینه شدن امنیت، متضمن عملکرد عناصر و متغیرهای گوناگونی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، پلیسی، فرهنگی، اقتصادی و … است. درواقع تداوم کارکرد مطلوب این عناصر، رمز بقا و ثبات امنیت محسوب می‌شود و در مقابل اختلال و نابسامانی در کارکرد هریک از عناصر مؤثر در تأمین امنیت، خود سبب بروز وضعیتی نامطلوب می‌گردد که درنهایت محصول آن چیزی جز ناامنی روانی و فیزیکی در جامعه نخواهد بود.

درگذشته رویکرد به امنیت همواره بیرونی بوده است به این معنا که تهدیدات بیرونی بوده‌اند که به‌عنوان خطر برای امنیت یک کشور در نظر گرفته‌شده‌اند اما امروزه، امنیت عمومی و ملی بیش ازآنچه از خارج مورد تهدید باشد، از سوی عوامل داخلی است که مورد تهدیدات جدی قرارگرفته است؛ عواملی چون فقر، تبعیض، رانت‌خواری، عدم توسعه سیاسی و ازجمله جدی‌ترین تهدیدات امنیت ملی و عمومی، فقدان وحدت در کشور است. این تفرقه به اشکال مختلف و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم امنیت عمومی و ملی را به خطر خواهد انداخت. اختلافات و تضادهای قومی قبیله‌ای و مذهبی در یک کشور به‌مراتب برای امنیت یک کشور خطرناک‌تر از عامل دشمن خارجی است. تجربه دو دهه اخیر در بسیاری از کشورها به‌وضوح به ما نشان می‌دهد که کمتر کشوری می‌توان یافت که امنیت ملی آن درنتیجه هجوم خارجی و اشغال خاک آن به خطر افتاده و درنتیجه مداخلات و تحریکات خارجی به‌گونه‌ای جدی مورد تهدید قرارگرفته باشد. در عوض موارد فراوانی را می‌توان سراغ گرفت که اختلافات و کشمکش‌های درونی، بیشترین وجدی‌ترین تهدیدات را متوجه امنیت یک کشور کرده است. در این رابطه رهبر معظم انقلاب فرمودند: «آن چیزی که می‌تواند جلوی تهاجم گستاخانه آمریکا را بگیرد، فقط و فقط وحدت ملی و وحدت کلمه است. آن‌ها در هر جا بخواهند قدم بگذارند، اول باید ایجاد تفرقه کنند. وسیله موفقیت آن‌ها، وجود اختلاف در صفوف داخلی ملت‌هاست. هر جا توانسته‌اند زورگویی و اعمال خشونت کنند، اگر دقت کنید، می‌بینید بین صفوف ملت شکاف وجود داشته است. آنجایی که وحدت کلمه باشد، این‌ها جرأت نمی‌کنند نزدیک شوند. علاج مقابله با تهدیدهای آمریکا عبارت است از وحدت ملت، وحدت مسئولان، مراعات جناح‌های مختلف سیاسی و گردآمدن حول همان محورهایی که امام بزرگوار ما به‌عنوان اصول این انقلاب و نظام معین کرده و موردقبول این ملت است؛ همان چیزهایی که ملت برای آن فداکاری کرد» (بیانات در اجتماع بزرگ زائران حرم امام خمینی ره، ‌۴۱/۳۰/۱۸۳۱).

در آموزه‌های دینی وحدت یکی از مقاصد و اهداف دین به شمار می‌آید که تحت هیچ شرایطی تعطیل‌پذیر نیست و بسیاری از احکام اسلام در راستای تثبیت این مقصد و هدف است. علاوه بر این دستورها و تأکیدهای صریح قرآن کریم و چندین آیه دیگر درباره اهمیت تفاهم و انسجام، دعوت‌های دیگری نیز در قرآن کریم به نحو غیرمستقیم درباره وحدت وجود دارد که شامل احکام و برنامه‌های عبادی و اجتماعی و سیاسی اسلام است که هر یک به‌نوبه خود، سبب و وسیله مؤثری است برای تولید وحدت، ازجمله این دستورات عملی برای وحدت، تشریع احکام زیر است: تشریع وجوب حج، تشریع نماز جمعه، تشریع نماز جماعت، تشریع حکم وجوب صله‌رحم و غیره … که خداوند جهت تحکیم وحدت مسلمین آن‌ها را به اجتماع سالانه و هفتگی و روزانه و نهایتاً در فرصتی که پیدا کنند امر فرموده است. پیامبر گرامی اسلام اولین کاری که در تشکیل حکومت انجام دادند ایجاد وحدت و همدلی بین مسلمانان بود که این مهم را با عقد اخوت بین اوس و خزرج و دیگر قبائل انجام دادند و روح کلی واصلی حاکم بر اولین قانون اساسی مدینه مبتنی بر وحدت و اتحاد مردم بود. در اندیشه اسلامی، وحدت بزرگ‌ترین معروف و تفرقه بزرگ‌ترین منکر است و مفهومی اساسی در اسلام و یکی از بنیان‌هایی است که فلسفه اجتماعی اسلام بر آن بناشده است.

این‌همه تأکید به وحدت به‌این‌علت است که شرط امنیت، وحدت است و بدون همبستگی و وحدت حصول به امنیت پایدار غیرممکن است و به‌عبارت‌دیگر، امنیت بیش از هر چیزی نیاز به وحدت دارد و وحدت ملی و اسلامی زیربنای امنیت است
اگر امینت یک جامعه را به دو قسمت امنیت ملی و امنیت عمومی تقسیم کنیم در بحث امنیت عمومی هدف ایجاد آرامش، نظم عمومی، اجرای قانون در جامعه، منافع عمومی و خصوصی مشروع را تضمین کردن است. در این نوع امنیت برخلاف امنیت ملی، تهدید هم عمدتاً از سوی دشمن نیست بلکه از سوی دوست ناآگاه و دوست منحرف است. در جوامع، نیروهای نظامی تربیت‌شده‌اند که با دشمن مواجهه بشوند و با او بجنگند. درحالی‌که نیروی انتظامی تربیت‌شده است برای اینکه با دوست منحرف و ناآگاه برخورد کند. اگر از تهدیداتی که مربوط به امنیت عمومی است پیشگیری نشود و اگر برای آنان برنامه‌ریزی نشود، ممکن است به تهدید امنیت ملی به مفهوم خط قرمز و به مفهوم خطر در جامعه تبدیل شود. و هرچه مباحث امنیت عمومی و داخلی به سمت امنیت ملی برود به معنای منفی بودن کار آیی است. یک نظام باید تلاش کند مشکلات و تهدیدات امنیت داخلی را با برنامه‌ریزی صحیح از تهدید به آسیب‌پذیری تبدیل کند و از آن‌طرف هم اگر آسیب‌پذیری‌ها به سمت تهدید برود، یک خطر بزرگ برای جامعه است. پلیس که مهم‌ترین حافظ امنیت عمومی است دو کار ویژه دارد: ۱- به‌عنوان ضابط قضایی مبارزه با جرم، بزهکاری، جنایت، سرقت، و …. که عوامل ناامنی در جامعه است. این‌گونه آسیب‌ها بدون شک زمینه ناامنی هستند. وظیفه پلیس است که به‌عنوان ضابط قضایی پیشگیری کند تا بزهکاری، سرقت، اعتیاد، قتل و غارت در جامعه رشد نکند
۲- به‌عنوان نیروی انتظامی از بعد امنیت اجتماعی و برقراری نظم اجتماعی که بر اساس این وظیفه، همه آحاد جامعه مخاطب پلیس هستند. برخی از مأموریت‌های پلیس در راستای نظم و امنیت اجتماعی بر اساس قانون عبارت‌اند از: استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی؛ مقابله و مبارزه قاطع و مستمر با هرگونه خرابکاری، تروریسم، شورش و عوامل و حرکت‌هایی که مخل امنیت کشور باشد، با همکاری وزارت ‌اطلاعات؛ ‌تأمین امنیت برای برگزاری اجتماعات، تشکل‌ها، راهپیمایی‌ها، و فعالیت‌های قانونی و مجاز و ممانعت و جلوگیری از هرگونه تشکل و راهپیمایی ‌و اجتماع غیرمجاز و مقابله با اغتشاش، بی‌نظمی و فعالیت‌های غیرمجاز؛ این بخش از وظایف نیروی انتظامی بدون خواست، مشارکت و همکاری مردم امکان‌پذیر نیست. با توجه به اینکه این قسمت از وظایف نیروی انتظامی عام است و همه افراد جامعه مخاطب آن هستند بنابراین این بعد، بدون تفاهم و وحدت امکان‌پذیر نیست. هرگونه اقدام و واکنش از جانب پلیس در این زمینه می‌بایست در راستای تفکر راهبردی مجموعه نظام باشد. که مختصات این تفکر راهبردی: جامع‌نگری، نگرش سیستمی و هدف‌دار بودن است. فقدان یک چارچوب نظری منسجم از امنیت و یا عناصر مخل و سلب‌کننده آن در نزد اجزاء امنیتی سبب واگرایی و نیز اقدام و عمل هر یک از این اجزاء بر اساس رأی و تفسیر خود می‌شود.

بنا بر آنچه گذشت مهم‌ترین علت ناامنی در جامعه عدم تفاهم بین آحاد جامعه و عدم انسجام ملی است چراکه اگر افراد جامعه‌ای گرفتار کشمکش‌های سیاسی، قومی، مذهبی و… بشوند، آن جامعه فاقد نظم اجتماعی خواهد شد و به‌تبع آن امنیت خود را از دست خواهد داد چراکه امنیت و نظم لازم و ملزوم یکدیگر هستند و امنیت درنتیجه نظم عمومی تحقق می‌یابد. به‌طوری‌که در جامعه بدون نظم اجتماعی فاقد امنیت خواهد بود و فقدان امنیت نیز حاکی از عدم وجود نظام اجتماعی مقتدر و مسلط است به‌عبارت‌دیگر نظم اجتماعی حاکی از وحدت و تفاهم در جامعه هست. پلیس به‌عنوان متولی نظم و امنیت عمومی نقش مؤثری در تثبیت امنیت در جامعه دارد و در برقراری امنیت اجتماعی نباید هیچ پیش‌انگاشته و پیش پنداشته‌ای جز قانون بر
نیروی انتظامی تحمیل شود. زیرا امنیت، نیاز اساسی همه افراد جامعه فارغ از هر اندیشه و مذهب و گرایش سیاسی و .. است بر همین اساس وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت همه آحاد جامعه فارغ از هرگونه مذهب و گرایش سیاسی را برقرار کند.

 

نویسنده : دکتر علی محمدرضایی
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.